با سلام به عزیزان همراه
همانطور که میدانید ارنگه از سابقه کهنی برخوردار است و زمانی مدیریت بخش زیادی از مناطق همجوار را نیز بر عهده داشته اما در چند سال اخیر به علت مهاجرت بخش عظیمی از سکنه و همچنین نبود یک مدیریت قوی و دلسوز اکنون شاهد مسایل و مشکلات زیادی در ارنگه هستیم که به علت عدم هماهنگی و یکدلی اهالی این مشکلات روز به روز در حال افزایش میباشد که آینده این منطقه را چه از نظر فرهنگی و چه از نظر جغرافیایی به خطر می اندازد .
رشد بیرویه ویلا سازی غیر بومی در منطقه
نبود مدیریت قوی با دانش روز در منطقه
نبود احساس مسئولیت بین اهالی و عزیزانی که ریشه در این خاک دارند
تبدیل شدن روستا صرفا" جهت خوشگذرانی عده ای غریبه
و مسائل زیاد دیگری که همه اینها باعث از بین رفتن تدریجی فرهنگ و آداب و سنن کهن در ارنگه میشود بنده احساس میکنم اگر این موج ادامه پیدا کند دور نیست زمانی که برای وارد شدن به ارنگه نیاز به اجازه از دیگران داشته باشیم پس بیاییم تا دیر نشده دست در دست یک دیگر برای بقای فرهنگمان کاری بکنیم
از شما عزیزانی که در پیشبرد این هدف نظر و پیشنهادی دارید میخواهم در این راه با ما باشید
منتظر نظرات سازنده شما دوست عزیز هستم
فرا رسیدن سال نو بر همه عزیزان
مبارک و فرخنده انشاالله سال خوبی را
آغاز کرده باشید
پاییز امسال رنگ دیگری بود
پاییز امسال باز خزان دیگری داشت
اما متفاوت از سالهای قبل
سالهای قبل اگر خزانی بود خزان برگ بود و بس
اما امسال ..............
پدر بزرگ هم آسمانی شد
حالا دیگه از بابا صفدر نیز خاطره ای بیش برجای نمانده
سلامتی روحش صلوات
دوست عزیزم آقای محمد جعفری ارنگه از اینکه این اشعار زیبا را برام میفرستی متشکرم
منتظر مطالب جدیدت هستم
در زمانهای بسیار دور ارنگه به این صورت فعلی نبوده است و میتوان به این نکته اشاره کرد که ارنگه مرکز حکومتی بزرگ بوده است که از آثار باقیمانده که باستانشناسان آنها را کشف کرده اند و مورخان آنها را تایید نموده اند میتوان به قدمت این سرزمین پهناور پی برد.
یکی از این محلها (شاه دژ) یا (شاه دز) است . این منطقه کوهستانی از سنگهای سیاه بسیار محکم تشکیل شده است که از یک سو به کوه پهن سار و از سوی غرب پس از عبور از پایه دیوار عظیم سد کرج به سوی کوه ازه(کوه روشن) کشیده شده است. در قسمت میانی که بلندترین مکان شاه دژ است با حدود ۵۰۰متر ارتفاع وحدود ۵ هکتار پهنا میباشد.
به تصور برخی این بنا درزمان حکومت پیشدادیان ساخته شده است.
آنچه مسلم است این بنا به دست مردمی با ذوق و هنرمند ساخته شده است و تا قبل از حمله هولاکوخان مغول پا بر جا بوده است.
این منطقه شامل ۳ آب انبار با ابعاد مختلف است . در دامنه سنگی آن شیاری برای وارد شدن آب برف و باران به آب انبارها درنظر گرفته اند تا در صورت کمبود آب در تابستان از آبهای ذخیره شده استفاده شود .
در این منطقه چشمه هایی که هنگام بالا آمدن آب در بهار چرخ آسیابهای آبی را به حرکت در می آورند قرار دارد. هنوز هم چند سنگ آسیاب باقی مانده است.
این کوه به کوههای اطراف مشرف است . میگویند این دژ برای جلوگیری از حمله وغارت بیگانگان ساخته شده است.
از آنجایی که این منطقه دارای آب و هوای سرد می باشد در آن روزگار برای گرم کردن خانه ها در زمستان از هیزم .خار . بوته . گون . گولک یا کلاهک و همچنین از فضولات حیوانی استفاده میکردند . در سرمای زمستان ایی مواد را زیر کرسی که پاتندورک(patandorak) یا چال کرسی نام داشت زیر خاکستر به مدت ۲۴ساعت قرار میدادند تا گرما تولید کند.
این دژ در سمت شمال ارنگه بزرگ قرار دارد.
مردم این منطقه برای تامین آذوقه خود به زراعت و دامپروری اشتغال داشتند .
در ارنگه بزرگ چندین قلعه وجود داشت که در جنوب غربی قلعه ها بعد از زمینهای آباد تپه ای قرار داشت به نام کارنه که در قسمت بالای آن که به راه ورودی ارنگه مشرف بود ۳ برج دیده بانی وجود داشت که در آن چند نفر مستقر بودند تا هنگام حمله دشمن با به صدا در آوردن کرنا (شیپور جنگ) مردم را از حمله دشمن باخبر نمایند علت نامگذاری این منطقه هم وجود کرنازنان بوده است.
ورود به شاه دژ کاری بسیار سخت و نا ممکن بوده زیرا اطراف آن پرتگاههای خطرناک بوده است و فقط یک راه ورودی داشته که آن را هم نگهبانان ورزیده با چرخش سنگهای بیضی شکل مراقبت وکنترل میکردند.
در قسمت جنوبی دژ کوه نرم لار وزیرآن روستای ابهرک قراردارد(ابهرک نام یکی از مفسران اوستایی بوده)
با آثار به دست آمده مشخص است ارنگه دارای قدمت بسیار زیادی میباشد.
ما اگر چند قرن به عقب بر گردیم میبینیم که شاه دژ آباد ومنظم باسلسله مراتب امنیتی .سیاسی .اقتصادی و اداری بوده است وروستاهای (ارنگه رودبار) که شامل ۶۵ پارچه آبادی بزرگ وکوچک بوده را تحت فرمان خود داشته است.
شاه دژ زمانی به تصرف حسن صباح در آمد . فرمانروایان شاه دژ در زمان حسن صباح صلصال نام داشتند که مقبره ای که روی سنگ آن نام صلصال۱۲ حک شده است هنوز هم وجود دارد.
شاه دژ در زمان حمله مغول به ایران پس از مقاومتهای بسیار بالاخره توسط لشگریان خونخوار مغول از بین رفته و نابود شد.
مردم هم برای اینکه جان خود را از دست ندهند به دالانهایی که قبلا ساخته بودند پناه بردند وپس از پایان جنگ از آنجا خارج شدند . اهالی ارنگه توانستند غم و اندوه از دست دادن عزیزانشان را به تدریج فراموش کنند وبه آبادانی ارنگه همت گماشتند.
از ظروف باقی مانده که از خرابه ها بیرون آمده چنین بر می آید که مردم شاه دژ دارای تمدنی کهن و فرهنگ غنی بوده اند و چون مغولان دژ را به آتش کشیدند و اسناد و کتب را از بین بردند امروزه اطلاعات اندک و مختصری از آن دوران در دست است .
۱- چال قلعه ها : این مکان که پس ازحمله مغول و ویران کردن شاه دژ در گودی قرار دارد . به همین جهت آ ن را چال قلعه نامیده اند
۲- محل مدوخ : احتمالا مردم آنجا بیشتر از سایرین حمد و ثنا به جا می آوردند
۳- محل دوشان : به جایی که شیر دامها در آنجا دوشیده میشد
۴- محل قاضی : که بزرگترین مکان بود و بیشترین جمعیت را داشت . بنا به قولی در این مکان امور قضاوت انجام میگرفته
۵- میان ده : بر حسب اینکه در آن روزگار این منطقه در وسط ده بوده به این نام نامیده میشده
۶- محله شیخان : که نزدیک امام زاده ابراهیم قرار داشته
۷- جیرین باغچه
۸- کچان
۹- بالا محله
۱۰- سرپشته
۱۱- پالیز : محلی سرسبز با باغهایی بزرگ
۱۲- لات فنگ : (لات) به جایی گفته میشود که سیل به آنجا ریخته میشود (فنگ) به نوعی روباه کوچک گفته میشود
۱۳- لابروت
۱۴- کولارگر
۱۵- بالین کچان
با تشکر از دایی عزیزم آقای بهرام اشرفی زاده که در معرفی هر چه بهتر ارنگه کمکم کرد
دوستان خوبم چنانچه اطلاعاتی از محله های ارنگه دارید خوشحال میشم برام بفرستید
در این شبهای نورانی محتاج دعای شمایم
یاد اون وقتا بخیر زندگی جور دیگه بو عشقی بو محبتی بو خیر و برکت ریته بو
مردمش ساده بن و درو به هم نمیگوتن ی خروار هیمه را واس ی دل حرام نمیسوتن
متر و سانتی نبو در کار همه ملکا کیله بو هر دویست متر الان اون وقتاها یک کیله بو
پولی لازم نبو تا مثل الان جان بکینن خیلیها دین بمردن اما اصلا پول نجن
پول آدم واس چی میخا واس اینکه زندگی کونه زندگی که بگذره پولا دیگه میخا چی کونه
همه چی از خودشان بو چه غذا چه رختشان غذاشان از ملکشان بو میوه از درختشان
رختشان کرباس و پشم و چرم گو پاوجاریشان همیشان میگوتن و میبافتن میان پاچالیشان
اشعار فوق از سروده های آقای حسن ظهوری است که دوست عزیزمان آقای جعفری برامون فرستادن
همه اونها که میوتن این منم من
ایسه وایست نگاه کن بین چی گرجن
سبایم نوبت مای برار جان
اجل شوخی نداره با تو و من
چندی پیش مطلب فوق از سوی دوست خوبمان آقای محمد جعفری ارنگه برایم ارسال شد به این فکر افتادم تا از شما عزیزان کمک بگیرم
عزیزانی که شعری در مورد ارنگه دارید اونو برام بفرستید
